![]() |
![]() |
|
|
عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم همان يك لحظه اول …. كه اول ظلم مي ديدم از مخلوق بي وجدان،جهان را با همه زيبايي و زشتي ، به روي يكدگر ويرانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم اگر در همسايگي صدها گرسنه …. چند بزمي گرم عيش و نوش مي ديدم، نخستين نعره مستانه را خاموش آندم بر لب پيمانه وا مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم …. كه مي ديدم يكي عريان و لرزان ، ديگري پوشيده است صد جامه رنگين، زمين و آسمان را واژگون مستانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم نه طاعت مي پذيرفتم …. نه گوش از جهر استغفار اين بيدادگرها تيز كرده،پاره ، پاره در كف زاهد نمايان ، سجده صد دانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم براي خاطر تنها يكي مجنون صحراگرد بي سامان،هزاران ليلي ناز آفرين را كو به كو آواره و ديوانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم به گرد شمع سوزان ، دل عشاق سرگردان ….،سراپاي وجود بي وفا معشوق را پروانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم به عرش كبريائي ، با همه صبر خدايي …. تا كه مي ديدم عزيز نابه جايي ، ناز بر يك ناروا گرديده و خواري فروشد گردش اين چرخ را ، واژگون بي صبرانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم كه مي ديدم مشوش عارف و عامي زبرق فتنه اين علم عالم سوز مردم كش به جز انديشه عشق و وفا معدوم هر فكري در اين دنياي پر افسانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. چرا من جاي او باشم ، همين بهتر كه خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام زشتكاريهاي اين مخلوق بي وجدان را دارد ! وگرنه من جاي او چو بودم ، يك نفس كي عادلانه سازشي با جاهل و فرزانه مي كردم ! عجب صبري خدا دارد …:::::::… عجب صبري خدا دارد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 14:4 توسط MARYAM |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
امیدوارم لحظات خوبی در این وبلاگ داشته باشید
|
| نویسندگان |
|
313 MARYAM |
|
RSS
|